عاشورا، نقطه عطف

عاشورا، نقطه عطف

يكشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۳۶
امتیاز این گزینه
(1 رای)

پرونده محرم
حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السلام روز 21 ذی‌حجه‌الحرام از سال 60 هجری در منزل «ثعلبیه»- منزلگاهی بین مکه و کوفه- خطاب به مردی که او را به سازش با بنی‌امیه دعوت کرد، در مقام احتجاج فرمود: «به خدا سوگند اگر تو را در مدینه ملاقات می‌کردم اثر جبرئیل را در خانه ما و نزول او برای وحی به جدم را به تو نشان می‌دادم. ای برادر! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند.»

 


امروز اول محرم‌الحرام است، امام در منزلگاه «قصربنی مقاتل» است. گروه‌هایی از ساکنان عراق و حجاز و... در این منزلگاه حضور دارند، امام افرادی را برای دعوت و در واقع هدایت و سعادت آنان به سویشان گسیل می‌کند اما تقریبا هیچ کدام پاسخ روشنی نداده و عموما از نامعلوم بودن سرانجام قیام علیه بنی‌امیه سخن گفته و آن را عذر عدم همراهی خویش قرار دادند و در این میان یک نفر از همه خوشنام‌تر بود

«عبیدالله ابن حر جعفی»

امام او را به همراهی فراخواند اما او هم مثل بقیه عذرهایی آورد و دست آخر برای آنکه نشان دهد دلش با امام حسین(ع) است گفت: این
«اسب راهوار»م را بگیر که در میدان رزم سرترین اسب‌هاست! اما امام نپذیرفت و مشفقانه خطاب به او فرمود: پس اگر ما را یاری نمی‌کنی خدای را بپرهیز از اینکه جزو کسانی باشی که با ما می‌جنگد. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند او را به رو در آتش می‌افکند.»

امام و یارانش از روز هشتم ذی‌الحجه سال 60 که مکه را به سمت کوفه ترک کردند منازلی را پیموده و تا اول محرم پرده‌هایی کنار رفته‌اند ولی آهنگ کاروان امام تغییر نکرده است. فردای این روز یعنی نهم ذی حجه، فرزدق- شاعر بلندمرتبه- که از مسیر کوفه به کاروان امام می‌رسد براساس دیده‌ها و شنیده‌ها و شناختی که از کوفیان دارد به امام خبر می‌دهد که سیوف کوفیان در اختیار ابن زیاد است بنابراین فاصله زمانی که امام با اشاره به نامه جناب مسلم بن عقیل مبنی بر آمادگی کوفیان برای بیعت با امام، مکه را به سمت کوفه ترک کرد تا ملاقات فرزدق و امام فقط یک روز گذشته است و با این وجود، امام به مکه بازنمی‌گردد و یا به سمت مدینه رو نمی‌کند و مسیر خود را به سمت کوفه ادامه می‌دهد و حالا همه یاران ایشان هم می‌دانند که احتمال پیروزی‌شان بر بنی‌امیه هم وجود ندارد چه رسد به امکان آن!
از اینجا و حتی پیش از آن، دعوت امام دعوت برای غلبه و از میان برداشتن ظلم و انحراف بنی‌امیه نیست، دعوت به انجام تکلیف و مقابله با ستم و انحراف بنی‌امیه است. امام حتی در مکه و در زمانی که جناب مسلم بن عقیل، نامه پرحرارتی مبنی بر استقامت کوفیان در مصاف با بنی‌امیه می‌فرستد و ظواهر امر، رنگ و بوی پیروزی دارد، از جانبازی و شهادت سخن گفته و فرموده است: «ما اهل بیت به رضای خدا راضی و خشنودیم. هر کس می‌خواهد در راه ما جانبازی کند و خون خویش را در راه لقای پروردگار نثار نماید، آماده حرکت با ما باشد.» پس از این نیز امام از مرگ سخن گفته است. ایشان 15 ذی‌حجه و در منزل «حاجر» و در روزی که «قیس بن مسهر صیداوی» را برای خبر دادن از حرکت امام به سوی کوفیان گسیل می‌کند و خطاب به آنان می‌فرماید: «در کار خود محکم باشید که به زودی به شما می‌پیوندم» به کاروانیان خود در این منزل(حاجر) فرموده‌اند: «فانی لااری الموت الا السعاده و لاالحیاه مع الظالمین الا بر ما» پس باز صحبت از مرگ است.

امام در منزل ثعلبیه(22 ذی‌حجه) و منزل زَباله(23 ذی‌حجه) و منزل بطن العقبه(25 ذی‌حجه) نیز از مرگ خود و یارانش سخن گفته است. با این وصف ک