سخن سردبیر
موقعیت شما: صفحه یک»سخن سردبیر

// آدمی، آثار وضعی تماس با پدیده‌های فیزیکی را در وقت تجربه می‌فهمد و برای در امان ماندن از آثار سوء آنها، قواعدی را وضع و مراعات می‌کند؛ امّا به دلیل بی‌خبری از آثار وضعی پدیده‌های ماورائی، برای در امان ماندن از آثار سوء آنها، چاره‌ای نمی‌اندیشد؛ برای برخورداری از عواقب حسن و زیبای آنها نیز اندیشه نمی‌کند و لاجرم همواره دست تهی می‌ماند.//

آن زمان که صاحبان امضاء و قدرت، خود را مستغنی از کلام اهل قلم و تذکار رسانه بشناسند یا مرتبه و مقام مطبوعات را در جغرافیای مجیزگویی و مشروعیت بخشیدن به اعمال صاحب منصبان تعریف کنند، همه امور خرد و کلان روی به فساد می‌گذارد و از همین مسیر، فساد نهادینه شده و ریشه می‌دواند.

هفته پیش، به دعوت یکی از کانون‌های فعّال فرهنگی دانشگاهی، برای سخنرانی در جمع دانشجویان، بار سفر بسته و راهی یکی از شهرهای غربی کشور شدم. بعد از اجرای برنامه اصلی، در فاصله زمانی مانده تا ساعت برگشت، گفت‌وگویی صمیمانه در جمع اعضای کانون داشتم و به برخی از پرسش‌هایشان درباره نحوه فعّالیت مؤثّر و ماندگار، پاسخ گفتم. بیش از سه دهه حضور در محافل دانشجویی و دانشگاهی، از دوران جوانی تا به امروز، کشکولی از تجربه‌ها را برایم فراهم آورده که هرگاه دستی در آن بچرخانم، چیزی برای گفتن به دست می‌آورم.

• چرخ زاپاس، یعنی یک چرخ اضافی که در صندوق عقب رها و یله افتاده است، برای روز مبادا، یعنی روزی که از سر ناچاری و در وقت پنچری یکی از چهارچرخ که تو را وادار کرده است به سراغ چرخ زاپاس بروی، آن را با صد غرولند از ماشین خارج کنی و با لگدی و فحشی نثار چرخ پنچرشده، آن را جا بیندازی و خودت را به مقصد برسانی.

آدمی، آثار وضعی تماس با پدیده‌های فیزیکی را در وقت تجربه می‌فهمد و برای در امان ماندن از آثار سوء آنها، قواعدی را وضع و مراعات می‌کند؛ امّا به دلیل بی‌خبری از آثار وضعی پدیده‌های ماورائی، برای در امان ماندن از آثار سوء آنها، چاره‌ای نمی‌اندیشد؛ برای برخورداری از عواقب حسن و زیبای آنها نیز اندیشه نمی‌کند و لاجرم همواره دست تهی می‌ماند.

Sport معانی شوخی، ملعبه، اسباب‏بازی، تفریح كردن، شوخی كردن و نمایش دادن را با خود داشت و Sporting به كسی اطلاق می‏شد كه تفریح‌دوست و بازی‌دوست باشد و لفظ بازی، چنان‌كه امروز نیز به عنوان پیشوند فنون ورزش مدرن، خود را می‏نمایاند، درست‏ترین مفهوم و معنا و به عبارتی، فرهنگِ این مجموعه از عملیات ورزشی را داشت؛ زیرا انسان مدرن در عصری كه كوبرتن پایه‏گذار ورزش آن می‏شد، در پی هواجس نفسانی و طالب‏بازی، ملعبه و تفریح بود

بخش بزرگی از آسیب‌های ویرانگر، از لحظه تولّد تا لحظه‌ای که آوار شده و همه چیز را در هم می‌شکنند، راه درازی را می‌پیمایند؛ درست مثل درد دندان، از یک نقطه سیاه کوچک شروع شده و پیش می‌رود. بیشتر مردم وقتی که آسیب به ریشه زده و عفونت گونه و دهان و گردن، آنها را از حالت طبیعی خارج کرده و به قول امروزی‌ها دِفورمه شدند، به فکر چاره می‌افتند. متأسّفانه در چنین موقعیتی، کار به کشیدن دندان و جرّاحی می‌انجامد.

یادش بخیر، روزهایی که ناشران و تولید کنندگان محصولات فرهنگی (کتاب و لوح فشرده و ...) برای چاپ و تکثیر آثار جدید خود در نوبت چاپ و تکثیر و صحافی می‌ماندند.سیر نزولی تیراژ نشر این محصولات و کاسته شدن از تعداد عناوین جدید،چند سال اخیر کار را به آنجا کشانده که هر روز،چاپ‌خانه‌ها، صحاف‌ها، لیتوگراف‌ها و تکثیرکنندگان لوح‌های فشرده به دنبال مشتری می‌گردند و روزی نیست که بساط یکی، دو تا از این کاسب‌های شریف جمع نشود...

اگر برگردیم و تمامی نقطه‌عطف‌هایی را که بشر از روز اوّل، پشت سر گذاشته است تا به امروز بنگریم و حتّی تمامی آینده فرزندان آدمی را تا به وقت ظهور کبرای امام عصر(ع) ملاحظه کنیم، متوجّه می‌شویم که در طول این ادوار بزرگ و طولانی، همواره افراد یا اقوامی، از قلعه و دژ حصین نگه‌دارنده توحیدی و ولایی، بیرون افتاده و طعمه جنود ابلیسی شده و به هلاکت رسیده‌اند. این هلاکت در سه ساحت دنیوی، برزخی و قیامتی اتّفاق افتاده است.

آرزو می‌کنم هیچ‌یک از بندگان خدا واقعه شکسته شدن کشتی در شبی تاریک و در میانه دریایی طوفان‌زده را تجربه نکنند. هر یک از ما چنین صحنه‌ای را در پرده سینما یا صفحه تلویزیون دیده‌ایم. آنچه بر سر کشتی «تایتانیک» آمد، تنها یک نمونه از هزاران بود. تصوّر بلای طوفان و غرق شدن کشتی در میانه دریایی خشمگین و متلاطم، پشت هر کس را می‌لرزاند؛ حتّی اگر خودش در جمع مسافران بی‌پناه و سرگشته‌ای که ره به هیچ کجا ندارند، نباشد؛ آن هم در شبی ظلمانی و سرد.

5
صفحه 5 از 12