سخن سردبیر
موقعیت شما: صفحه یک»سخن سردبیر

اسماعیل شفیعی سروستانی
ساده‌لوحی مکرّر شنیده بود که خداوند متعال، ضامن رزق و روزی بندگان است. در این اندیشه، گوشه‌نشین مسجد شد و به عبادت مشغول و بی‌هیچ تلاشی، امید روزی و آب و نان در دل زنده داشت.

سیاست‌مداران متخصّص در امور امنیتی و از جمله جمعی از وزیران امور خارجه و دفاع از کشورها‌ی مختلف، یکبار دیگر در همایش امنیتی «مونیخ» گردهم آمدند تا دربارة مهم‌ترین موضوعات و چالش‌های امنیت بین‌المللی به بحث و گفت‌وگو بپردازند. شایان ذکر است که این همایش همه ساله در ماه فوریه و در هتل «بایریشر هوف مونیخ آلمان» برگزار می‌شود

سلفی‌های تکفیری، مستعدترین جماعتی بودند که با حمایت مجامع صلیبی و صهیونی آمریکا و اروپا می‌توانستند زمینه‌ساز تحقّق پروژه خاورمیانه بزرگ باشند. از نظر استعمارگران کهنه‌کار؛ • متفرّق ساختن دولت‌های اسلامی و رخنه در اتحاد واتفاق نیم‌بند آنان، • دامن زدن به گرایش‌های قومی و قبیله‌ای ،

ائتلاف «صلیب و سلفی و صهیون»، نه ائتلاف مردان سیاسی آشکار در صحنه، بلکه ائتلاف مجامع مخفی و نمایندگان لژنشین آنهایند که به فرمان مادر، یعنی اشرار یهود پای در میدان عمل نهاده‌اند. مردان این لایه، عمری به درازای قرون و عزمی جزم و ثابت برای سیطره تمام بر جهان مؤمنان و مستضعفان و کینه‌ای به ژرفای کینه ابلیس درباره خداوند، ادیان و انسان دارند. در طول همه قرون، ابلیس و یار دیرینش بنی‌اسرائیل مترصدّ انتقام از خدا و مؤمنان ادیان بوده‌اند.

شاید کسانی که دستی در کار روزنامه نگاری و نویسندگی ندارند و به کار و باری غیر از این مشغولند، به سختی می پذیرند که گاه نوشتن یک کتاب، راحت تر از نگارش یک سرمقاله اتّفاق می افتد؛ چنانکه نوشتن داستانی کوتاه بسیار سخت تر است از نوشتن یک داستان بلند. وجهی از این سختی به فشرده سازی و انعکاس دریایی از مطالب در یک یادداشت یا داستانی کوتاه برمی گردد.

اسماعیل شفیعی سروستانی
بیش از چهارصدسال از بسط تفکر، فرهنگ و به تبع آنها مدنیت مغرب زمین می گذرد. مدنیتی که بر مبنای تفکر انسان مدار (امانیسم)، جلوات مختلف نفس اماره انسان را متجلی ساخته و همان را هم ملاک و معیار ارزش گذاری و سنجش همه امور عالم و آدم می داند. ضمن آنکه ، فرهنگ حاکم بر آن ، بسیاری از ارزشهای دینی و اخلاقیات مذهبی را تحت الشعاع قرار داده است.

یکی دو ماه مانده به محرّم، مقدّمات برپایی مجالس عزا و خانه‌تکانی هیآت مذهبی و تکایا فراهم می‌شود، دعوت از سخنرانان و ذاکران اهل بیت(ع) و مدّاحان خوش‌صدا که جای خود دارد و به قول معروف، همه چیز بر کاکل آنها می‌چرخد. در همین حال و هوا، خبرنگار مطبوعه‌ای مذهبی، به توصیه جناب سردبیر، همه همّت خودش را در کار وارد آورده بود تا در گفت‌وگویی حضوری از این حقیر سراپاتقصیر و قصور در پیشگاه اهل بیت(ع)، درباره قیام اباعبدالله الحسین(ع) و وظیفه ذاکران و واعظان در ایّام سوگواری محرّم و صفر سؤالاتی بپرسد و در آن نشریه به چاپ برساند....

اسماعیل شفیعی سروستانی
پیش از برشمردن پاره‌ای از مقامات و شئون امام(ع)، متذکّر می‌شوم که برای هیچیک از آفریده‌های خداوند متعال و جمله جنّ و انس، دست‌یابی به شناخت حقیقی از امام ممکن نیست. به مصداق این اصل منطقی که ضرورتاً می‌بایست تعریف جامع افراد معرّف و مانع اغیار آن باشد به عبارت دیگر، معرِّف باید اجلی (یعنی واضح‌تر و روشن‌تر) از معرَّف باشد و با تکیه بر قول رسول ختمی مرتبت(ص) که فرموده‌اند، هیچ‌کس جز خداوند متعال و حضرت معصوم، قادر به شناخت امام - چنان‌که شایسته و بایسته است- نیست، تنها به امید دست‌یابی به مراتبی از این معرفت، متوسّل و متمسّک به منابع روایی و اقوال وحیانی حضرات معصومان(ع) می‌شویم تا شاید از این رهگذر، ره‌توشه‌ای حاصل آوریم. ان‌شاء‌الله.

سخن اول
... یکی دو روزی می شود که شاخه های گل محمدی توی گلدون شیشه ای روی میزم را تماشا می کنم و هر لحظه رنگی از شکفتن غنچه های بسته آنها را آرام آرام و یکی یکی باز می شوند و خنده زندگی سر می دهند.

اسماعیل شفیعی سروستانی
سخن از نمونه ها و الگوها به مردی باز می گردد که در وقت مشاهده تباهی و سیاهی قوم خود از جای برخاست تا نمونه ای و الگویی والا برای آنها بسازد.
خاموشی صدا در سینه ها، دهانهای بازمانده از حیرت و بیچارگی ، فرود تازیانه چپاولگران بر گرده ها، ناتوانی پاهای وامانده از رفتن ، غفلت تام و تمامی که همه چیز را از معنی تهی ساخته بود و غروب خورشید حقیقت در پشت کوههای بلند ظلم بود که مردی از تبار سلحشوران اهل حقیقت را به حرکت درآورد.

3
صفحه 3 از 12